سریال ساعت شنی به این آسونیها هم که تصورش میرفت تموم نشد وبا اعتراض جمعی از مردم بی فرهنگ به زور سانسور تموم شد.ولی این ژایان ماجرا نبود اگه دوست دارید باقی داستان رو بدونید براتون تعریف میکنم..............
مهشید در منزل مش دریا همچنان دوران سخت بادرای رو سپری میکند خسرو خان همچنان دورادور نگران به دنیا اومدن نوه میباشد مهشید از اینکه خسرو خان مراقب او هست مشکوک میشود...وبه مش دریا میگه اگه بتونی منو یه روز از این خونه به شکلی که خسروخان متوجه نشود به بیرون ببری تا بتونم تعقیبش کنم وببینم کجا میره که صبح زود برمیگرده بعضی شبا نمیاد به تو پول میده که به من کمک کنی وهر چی که من لازم دارم برام بخری.لزومی نمبینم که چنین کارایی رو از یه مرد غریبه .....اقصه از اون طرف مینا که به زندگی مهشید نزدیک شده بود وبا دست ردی که مهشید به سینه مینا زد واونو از خودش دور کرد وخسروخان که متوجه شده بود که مینا رازی همون قاتل معین پسری که براش کار میکرد تا بدهی مهشید رو بپردازه شده بود واونو از مهشید دور کردوهمچنان پلیس در جستجوی قاتل معین میباشد....از اونجای که تحقیقات پلیس ادامه داره وبا نقل مکان کردن مینا رازی از منزل اجاره ای خود به خونه ممش دریا دست پلیس برای بدست آوردن مینا کوتاه شد دوست معین که به منزل اجاره ای مینا اومده بود ومیخواست با مینا رازی معامله کند تا بتونه نصف چک پولهایی که مینا رازی از معین دزدیده بود را صاحب شود ...............

